چهره ی زیبای تواضع!!!
نمیدونم چرا جدیدن حس نوشتن ندارم! شاید به خاطر تغییر آدرس وبلاگ و عادت نکردن به وبلاگ جدید باشه!
به هر حال !
امروز جلسه ی اول کلاس جرم شناسی با استاد " چ " تشکیل میشه! بنده خدا تصادف کرده بود و به همین دلیل تا حالا کلاساش تشکیل نشده بود!
روز شنبه تو راهرو دیدم ایشون رو، چند قدم باهاش فاصله داشتم، منتظر بودم نزدیک تر بشم و سلام کنم که ایشون پیش دستی کردن و از همون فاصله لبخند زنان سلام کردن!!!!!! به حدددددددی شرمنده شدم، به حدددددی شرمنده شدم که حد و حساب نداره!! منم تو همون فاصله با گشاده رویی و البته چهره ای سرخ از شدت شرمندگی جواب سلامشون رو دادم و نزدیک تر که شدیم احوال پرسی کردم و گفتم: استاد شنیدم تصادف کردید! حالتون خوبه ان شا الله؟؟ گفتن : الحمدالله خوبم! گفتم : ان شا الله که همیشه سالم و سلامت باشید! تشکر کردن و رفتن! پیش خودم گفتم چقدر یه آدم میتونه متواضع باشه که با وجود داشتن دکترای جزا و جرم شناسی و چندین و چند سمت در دادگاه ها و ... توی سلام کردن به دانشجو پیش دستی کنه!!؟؟ بعد افتادم یاد حرفی از استاد " ش" که میگفتن: آدم درس میخونه که آدم بشه نه اینکه از آدم بودن فاصله بگیره!!!!
فردا روز تجلیل از نفرات برتر رشته ی حقوق هست! اینکه من اول شدم و حاشیه های اون مهم نیست! مهم اینه که بعضیا رسمن دارن دق میکنن که من پوز دوست پسرش رو به خاک مالیدم و رسمن دهنشو سرویس کردم!!!!
بعضیا هم دارن دنبال دلیل و مدرک میگردن که من مثلا از استاد " م " که به سختی به کسی 20 میده الکی 20 گرفتم ! یا استاد " ش " الکی بهم 20 داده ! یا حتا مقاله م رو با پارتی بازی قبول کردن! و حتا استاد " ر " رو مورد بازخواست قرار بدن که چرا پیشنهاد داد کارتحقیقی ای رو که بهش تحویل دادم با وجود اینکه 17.5 شدم تبدیل کنم به مقاله که دوتا مقاله به نامم ثبت بشه!!
و حتی ممکنه فردا دانشگاه رو پر کنن که فلانی اصن کنکور نداره، و اصن همینجوری الکی سرش رو انداخته پایین و اومده دانشگاه!!!!
و هیچکدوم از اینا برای من مهم نیست و از قضا خییییییییییلی خوشحالم که حسودان دارن از حسادت میترکن!!!!
آفرین همینجوی ادامه بده یه دستی هم به سر ما بکش:))